
یادآوری
وقتی خواب به سراغت نمی آید
نه باد واژه های تو را رعایت می کند 
نه رویا 
در گرگ ومیش پسین- پرسه میزند
با این همه
اگر به یادم می آمد امشب 
پرستوی پروبال گشوده ی جه بهاری بودم 
نه آشیان را گم می کردم 
نه رد همزادانی از آن سالهای دور 
اگر به یادم می آمد امشب
انار کال چه باغی بوده ام
نه در رسیدن خویش دیر می کردم 
نه در ترکیدن درنگ 
سروده خودم



غزل ناب
مرا که می شنوی- پس جواب میدانم
زدی دوباره خودت را به خواب میدانم
نمی خوردنگهم از توآب می بخشی
اگر که عشق تو را من سراب میدانم
مرا که در دل آتشفشان تشویشم
نمی رهانی ازاین التهاب میدانم
تو شهر کوچک سرسبز آرزوهایی
که موریانه نکردت خراب میدانم
ودر خیال پر از رمز وراز هرشاعر
ترا همان غزل ناب ناب میدانم
سروده خودم

|
+| نوشته شده توسط
منصور در چهارشنبه دوم آبان 1386
|